ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
918
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اصحاب ايشان را بايد نام برد و ابو عمرو بن حاجب و پس از وى شهاب الدين قرافى نيز فقه را از خاندان عوف فرا گرفتند و اين طريقه بدان شهرها پيوست [ 1 ] و فقه شافعى نيز در مصر از آغاز دولت عبيديان كه از خاندان نبوت بودند منقرض شد و پس از عبيديان در ميان فقها يكى از كسانى كه پديد آمد و فقه شافعى را از نو بنيان نهاد رافعى فقيه خراسان بود و در شام محى الدين نووى از همين فريق پديد آمد . سپس طريقهء مغربيان كه متكى بفقه مالكى بود با طريقهء عراقيان از روزگار شرمساحى بهم در آميخت و وى در اسكندريه اقامت داشت و طريقهء ( مخصوص ) مغربى و مصرى هر دو را ميدانست . آنگاه مستنصر عباسى پدر مستعصم و پسر الظاهر مدرسهء مستنصريه را در بغداد بنيان نهاد و از خلفاى عبيديان كه در آن روزگار در قاهره خلافت ميكردند درخواست كرد كه شرمساحى را ببغداد بفرستند و آنها به وى اجازه دادند كه ببغداد رهسپار شود و همين كه شرمساحى وارد بغداد شد امور تدريس مدرسهء مستنصريه را به دو واگذاشتند و در آنجا اقامت گزيد تا روزگارى كه هولاكو در سال 756 بر بغداد استيلا يافت و وى توانست از امواج آن نكبت رهائى يابد فراغتى بدست آورد و در آنجا بسر برد تا اينكه در روزگار پسر هلاكو احمد ابغا ( اباقا ) زندگانى را بدرود گفت و چنان كه ياد كرديم طرق مصريان را آميخته با طرق مغربيان در مختصر ابو عمرو بن حاجب تلخيص كرد ، بدينسان كه بذكر مسائل فقهى هر باب در ضمن مسائل متفرقهء آن پرداخت و اقوال گوناگون را در هر مسئله بر حسب شمارهء آنها ياد كرد و در نتيجه مختصر مزبور بمنزلهء برنامهاى براى [ 2 ] مذهب شد و همين كه در آخر قرن هفتم در مغرب متداول شد [ بسيارى از طلاب آن سرزمين بدان روى آوردند ] و بويژه مردم بجايه . زيرا رئيس مشايخ بجايه ابو على
--> [ 1 - ) ] بدان اعصار پيوست . « ينى » . [ 2 - ) ] ترجمهء كلمهء برنامج معرب برنامهء فارسى است كه ابن خلدون آن را بمفهوم فهرست مواد به كار برده و دسلان آن را بكلمهء Repertoire ترجمه كرده و من همان برنامه را كه فارسى است برگزيدم امروز كلمهء برنامج را عربىزبانان بمعنى بودجه « ميزانيه » هم به كار مىبرند .